به گزارش «سراج24»، «امید» یکی از توصیه های محوری دین ماست و در قرآن اشارات فراوانی به امید داشتن و دوری از ناامیدی به عنوان یکی از کلیدهای شیطان شده است و پوچگرایی و سیاه نمایی و اشاعه ناامیدی در کشور نه تنها با دین ما مغایرت دارد بلکه از لحاظ اجتماعی نیز به ضرر کشور تمام خواهد شد و در دراز مدت شاخص امید به زندگی را کاهش می دهد.
سینما در درازمدت و تلویزیون در کوتاه مدت ۲ ابزاری هستند که به اشاعه یا بازدارندگی یک فرهنگ یا تفکر در سطح کلان در جامعه کمک می کند.در زمانی نه چندان دور بسیاری از فیلم ها و سریال ها با صحنه عروسی به پایان می رسید که اگرچه سهل انگارانه و تکراری بود و از منظر هنر سینما هم پایان بندی هنرمندانهای محسوب نمیشد اما بازتابی از نشاط عمومی جامعه بود و به عنوان آخرین تصویر از فیلم، نمای روشن و امیدوار کننده ای به مخاطب انتقال میداد. این امید لزوما به معنی ازدواج نبود بلکه عروسی سمبلی از سر و سامان گرفتن همه چیز و به اصطلاح «ختم به خیر» شدن بود.اتفاقی که در سال های گذشته تبدیل به «ختم به شر» ،خودکشی قهرمان داستان، رو شدن خیانت قهرمان ها، برملا شدن دروغ هایشان و نشانه هایی مانند این در پایان فیلم ها شده است. و همین سیاه نمایی و ناامیدی پایان بندی نسل جدیدی از فیلم های سینمایی را به وجود آورده که با استقبال بسیار زیاد جشنواره های غربی مواجه شده و همین مسئله فیلم سازان را ترغیب کرد تا این مسیر را ادامه دهند تاجاییکه این سیاه نمایی و ساخت فیلم های نسبتا تاریک برای سینمای ایران یک اسکار را هم به دنبال داشت!
اکنون باید ببینیم در دولت تدبیر و امید کار این سینمای مدرن و غرب پسند و روشنفکرانه که تا میتوانست اوضاع را بدتر از آن چه هست نشان می داد و با شعار نارضایتی و اعتراض و یا حتی انفعال خودش را متفکر می نمایاند، به کجا می رسد!
آیا رضا داد به عنوان دبیر سی و دومین جشنواره فیلم فجر که البته نام بین المللی بودن را هم یدک می کشد و قرار از بازتاب جهانی هم داشته باشد، به سرفصل های دولت یازدهم پایبند می ماند و با کمک هیئت انتخابش ویترین فجر را از کلیشه های سیاه سال های اخیر خالی کرده و با ورود فیلم هایی که روحیه ناباوری و یاس را در جامعه ترویج می دهند به طور جدی مخالف می کند؟!
آیا حالا که نخستین جلسه صدور پروانه نمایش در دوره ریاست ایوبی برگزار شده ، با برنامه ریزی بلند مدت در جشنواره فجر سال بعد با تولیدات متفاوتی (حداقل از منظر امید به زندگی) مواجه خواهیم شد یا تراژدی خیانت و عشق های چند ضلعی همچنان سینمای ایران را زیر سلطه خود نگاه خواهد داشت.
آیا در دوره وزارت جنتی امید و ناامیدی به یکی از خط قرمزهای اعمال ممیزی در این وزارت خانه تبدیل خواهد شد و به همان اندازه که نمایش آرایش و ساز و مشروب و قلیان ممنوع است آیا ورود مضمون ها ، صحنه ها و پایان بندی های ناامید کننده هم به جمع دریافت کننده های پروانه ساخت ممنوع خواهد شد؟!
باید منتظر ماند و دید...



